تجار و رضاخان
تجار خواسته‌‌هایی را که در مشروطه نیافتند؛ امنیت، ثبات سیاسی، دولت متمرکز قوی، احداث راه‌‌آهن، استقرار قانون و احکام قانونی یکسان، ایجاد بانک ملی، نظارت دولت در امور گمرکی و حمایت از تولیدات و تجار در برابر سرمایه‌های خارجی، کمابیش و به تدریج در اقدامات و عملکرد رضاخان دست‌یافتنی می‌یافتند. به این ترتیب عملگرایی تجار ایشان را به حمایت از عنصر سیاسی جدید فارغ از شکل نظام سیاسی آن کشانید.
پس از آنکه رضاخان در رفع قائله شیخ خزعل موفق شد، عده‌ای از تجار بزرگ از جمله امین‌الضرب و روسای اصناف به خاطر قدردانی از عملیات سردارسپه در جنوب به مجلس رفتند و بیانیه‌ای در حمایت از وی خطاب به عموم مردم قرائت کردند:
«آن‌هایی که بر تعالی و ترقی ایران علاقه‌مندند. افرادی که به لزوم حیات اجتماعی خود معترفند، منصفانه در وضعیات گذشته این مملکت قضاوت کرده و با وضعیت کنونی مقایسه نمایند. ...امروز که امنیت تام در سرتاسر مملکت حکفرما است، امروز که نهضت اقتصادی در کار و موجبات رفع فقر و فلاکت عمومی نزدیک است... قطعاً تشخیص بدهید که بهبودهای حاصله منتها درجه نتیجه فداکاری و خدمات صادقانه آن سرباز نامی و سردار ناجی ایران است»(همان462)
البته نباید سهم مجلس چهارم و پنجم را نادیده گرفت. این سالها برای تجار از بهترین دوره‌های قانونگذاری بودند. اگرچه سازمان گسترده اتحادیه تجار در القای منافع جمعی خود به مجلس نیز بی‌تأثیر نبود. از جمله مصوبات مجلس چهارم؛ قانون ممنوعیت خروج سکه‌های طلا و نقره از کشور بود که تجار خارجیِ وارد کننده را مجبور به خرید و صدرو کالاهای ایرانی می‌کرد. دیگر پیشنهاد تجار اصفهان بود که از طریق امین‌التجار نامه‌ای به مجلس نوشتند و پیشنهاد کردند برای تقویت صنایع داخلی کارکنان دولت ملزم به استفاده از پارچه‌های وطنی شوند. این پیشنهاد منجر به تصویب قانون «استعمال البسه وطنی» شد که البته تا زمان سلطنت رضاشاه جنبه اجرایی نیافت. در مجلس پنجم ثبت اسناد، شرکت‌نامه‌ها، و اوراق تجارتی، یکسان کردن اوزان و مقیاس‌ها، قانون توسعه راه‌ها و تأسیس راه‌آهن، قوانین معافیت مالیاتی در جهت تقویت صنایع، واردات ماشین‌آلات کشاورزی و صنعتی تصویب شد. و از همه مهمتر طرح قانون تجارت و محاکم تجارتی که در کمیسیون عدلیه مجلس به تصویب رسید. با این حال از آنجا که دوره پنجم مجلس مصادف با ریاست وزرایی رضاخان بود، از دید عموم دستاوردهای مجلس به حساب دولت رضاخان گذاشته می‌شد.
نهایتاً پس از بلوای نان در تهران و درگیری بین مدافعان شاه و دولت، و پس از آنکه صدای مخالفت با سلطنت قاجار و خلع احمدشاه که اولین بار از تبریز شنیده شد، به تهران رسید، اعلامیه‌ای از سوی اتحادیه تجار مرکز صادر شد که از اهمیت خاصی برخوردار بود:
«ما تجار که سال‌ها گرفتار چنگال ظلم و استبداد و در اثر لاقیدی یک عنصر نالایی که بدون استحقاق تاج و تخت ملکت ما را غاصبانه متصرف بوده و هرج و مرج و اصول ملوک‌الطوایفی را در اسقاع مملکت رواج داده به اعتبار و ثروت قاطبه تجار ضربه‌های مهلک وارد ساخته ... بر آن شدیم که با برادران قیور آذربایجان هم عهد و هم آواز شده... . بدیهی است عموم افراد ملت برای بر انداختن رژیم سابق و فروریختن این لانه فساد با ما شرکت جسته در تأسیس مجلس موسسان و تعیین حضرت آقای پهلوی به سلطنت انتخابی سریعاً اقدام عاجل نموده.»(همان495).
در اعلامیه فوق نام بسیاری از تجار بزرگ تهران از جمله معین‌التجار بوشهری، امین‌الضرب، ملک‌التجار و... دیده می‌شد. پس از این اعلان پیام‌های حمایت متعددی از جمله از اتحادیه اصناف تهران و همچنین از جانب تجار یزد تلگراف شد. در واقع در این برهه تاریخی، تجار در انتخاب تاریخی خود، مردم‌سالاری، آزادی و مشروطیت را برای دستیابی به اهداف اساسی‌تر خود قربانی کردند. این وضعیت تا چند سال اولیه دولت پهلوی کارساز بود. اما استقرار نظام دیکتاتوری پس از محکم کردن پایه‌های سلطنت و قدرت خود به حدی در تمرکز دولتی و انحصار‌های دولتی پیشروی کرد که امکان فعالیت آزاد و برزو خلاقیت‌های لازم را از تجار گرفت. 

منبع: