براي عرض تسليت وفات حضرت زينب(س)
سلام بانوی مهر و عشق!
سلام بانوي دل و دلدادگى!
سلام بانوی كربلا...!
سلام شیرزن حماسه آفرین كه هر كلامت صاعقه ای خواهد بود كه بر وجود سیاه به شب نشسته دشمنان فرود می آید و پایه های كاخ ستمگری شان را به لرزه؛ تا آن گاه كه از اساس ویران سازد و شوكت و شكوه ظاهری را كه خواهند ساخت، بر هم زنى!
خدا خواسته بود تا تو بیایی و بانوی خلوت كبریا، همدمی داشته باشد كه بر زانوانش بنشیند، گیسوانت را شانه كند و حرف های ناگفته اش را در آسمان چشمانت به پرواز درآورد.
تقدير چنين رقم خورد تا تو بيايى، عالمه ای غیر معلمه شوی و كودكان مدینه رسم محبت را از مكتب تو بیاموزند؛ آن گاه كه مادري مي شوي براي برادرانت با آن سن كمي كه دارى! و تو می شوی همه دل خوشی علی(ع) برای پاگذاشتن در سرایی كه دیگر زهرایی(س) ندارد!
و به راستي بايد مي آمدى؛ چرا كه اگر نیایی حسین(ع) دنباله راه روشن خویش را به كه بسپارد؟!... خدا تو را می خواست تا در روز اسارت فرزندان آل الله ندای عدالت پرور علی(ع) از حنجره ی تو، مظلومیت و حقانیت را فریاد زند.
به راستي اگر نبودى، چه كسی سفیر می شد تا پیام انقلاب را به هر سایه و خلوت تاریكی برساند؟
و خدا خواست و تو آمدي تا آغوش خسته و مهربانت هميشه به روي غنچه هاي برادر گشوده باشد و مهربان ترین عمه دنيا باشى، مهربان ترین!
آمدي تا صبر را شرمنده كنى، تو كه اسطوره اي در صبر و شكيبايى! صدق و وفا را به جهانيان بياموزي و رسالت خود را به انجام رساني كه مونس و ياور برادر باشى! سالار قافله حسینی و غم خوار اسیران.
فرياد بلند مظلومان باشى؛ فریادی كه پژواك آن هنوز هم از ورای تاریخ به گوش دل های حق جویان می رسد! تو هدیه ای هستی از سوی خدا و صبر، بلندترین واژه ای است كه در تو به ودیعت نهاده شد؛ تو كه به حقيقت مكمل حركت حسين بودى؛ همان گونه كه حوا در كنار آدم؛ مریم در جوار عیسی و فاطمه نزد محمد؛ تو نیز همراه حسین بودی و از ریشه حسین(ع)!
اما مگر این قلم و این كلمات می توانند تو را توصیف كنند؟... كلمات حقیرند، حقیرتر از آن كه عظمت والای تو را به تصویر كشند!... آخر چگونه می توان تندیس صبر و استقامت، قهرمان فصاحت و بلاغت، آینه بی بدیل شكیبایی و عالمه ای غیر معلمه را توصیف كرد كه حق مطلب ادا شود؟!...
تو اي عشق كار مرا ساختي كه با زينبم آشنا ساختى
زینب! هم زبان بهترین دقایق حیات من!....
تو بايد در خانه رفيع امامت رشد نمايي تا از زبان وحى، علم را بیاموزی و در دامان كرامت پرورش یابی و فصاحت و بلاغت را از علی(ع)، نجابت و صداقت را از فاطمه(س)، حلم و شكیبایی را از حسن(ع)، و آزادگي و استقامت را از حسين(ع) بياموزى. و تو آموختی كه بر بالای تل ایستادی و آسمان را نگاه كردی و زانوانت، اما خم شد و زانو زدي و با عظمت و ابهت دعا كردى: «اللّهمَّ تَقَبَّلْ هَذا قَلیلَ القُربانَ مِن آلِ مُحمَّد(ص)».
اما مگر یك زن را تا كجا تحمل است؟... تا هم چنان تكیه گاه بی پناهی دل های زنان رنج دیده و كودكان غم دیده باشد؟... اما تو ايستادى، تحمل كردی و تكیه گاه محكمی شدی برای برادرزادگانت و ... امروز برای شیعیان!
سلام خدا و ملائك بر تو باد!