تقديم به مردم ايران دوست

جشن چهار شنبه سوري در ايران

جشن چهارشنبه‌سوري روز خاصي براي آتش‌افروزي و پريدن از روي آتش است. غروب آخرين سه‌شنبة سال يا همان شبِ آخرين چهارشنبة سال موعدي است که در آن همه براي برپايي اين جشن به تکاپو مي‌افتند.

.به نظر مي‌رسد روشن کردن آتش به آيين زرتشتي برمي‌گردد اما دکتر نيک‌نام مي‌گويد: «چهارشنبه‌سوري رسم زرتشتي‌ها نيست. اصلاً زرتشتي‌ها هفته ندارند و شنبه و چهارشنبه ندارند تا جشن چهارشنبه‌سوري در کار باشد.» آذرميدخت مزداپور نيز مي‌گويد: «ما فقط براي همراهي با دوستان و هم‌محلي‌ها از روي آتش مي‌پريم و اين روز را جشن مي‌گيريم. معمولاً اين روز مراسم اوستاخواني در خانه‌هاي زرتشتيان برقرار است و هفت نوع ميوة خشک مثل کشمش، انجير، بادام، خرما،‌توت و پسته به مهمانان مي‌دهند.»

هفت ميوة خشک زرتشتي‌ها شباهت زيادي به آجيل چهارشنبه‌سوري دارد که خوردنش در اين شب واجب است. در بسياري از شهرها آش ترشي هم به نام اين شب با چند نوع سبزي درست مي‌شود.

چهارشنبه‌سوري هم روز پُرکاري براي زنان است و هم رسم‌هايي دارد که مختص زنان است. فال‌گوش ايستادن يکي از اين رسم‌هاست که در آن چند زن يا دختر جوان نيت‌هايي مي‌کنند، پشت ديواري مي‌ايستند و به حرف‌هاي رهگذران گوش مي‌دهند و سپس با تفسيرِ حرف‌هايي که مي‌شنوند پاسخ نيت خود را مي‌گيرند. رسم ديگرْ قاشق‌زني است. به اين ترتيب که زنان و حتي پسران جوان چادري به سر مي‌کنند، روي خود را مي‌گيرند و به در خانة همسايه‌ها و دوستان مي‌روند. صاحبخانه از سر و صداي قاشق‌هايي که به کاسه مي‌خورد، در خانه را باز مي‌کند و آجيل چهارشنبه‌سوري، شيريني، شکلات، نقل و حتي پول به کاسة آنها مي‌ريزد.

چهارشنبه‌سوري براي پسران و مردان جوان هم روز پرجنب‌وجوشي است. در روستاهاي لرستان، مردان جوان قبل از غروب اسب‌هايشان را بيرون مي‌آورند و نمايشي اجرا مي‌کنند. در شهرهاي ديگر، پسران براي ايجاد هياهو دست به ابتکارهاي عجيب و غريب مي‌زنند. در بعضي جاها کوزه‌هاي گلي را با باروت پر مي‌کنند و روي آن را مي‌کوبند تا سفت شود، بعد سپس فتيله‌اي در کوزه مي‌گذارند و با آتش زدن فتيله اين‌طور به نظر مي‌رسد که از کوزه آتش بيرون مي‌زند. يا ممکن است موشک‌هايي از کاغذهاي براق در مدل‌هاي مختلف درست کنند و در آن باروت بريزند و روي پشت‌بام‌ها فتيله‌اش را آتش بزنند و به هوا بيندازند.


در بسياري از نقاط ايران، اعتقاد بر اين است که بايد چهارشنبه‌سوري از خانه بيرون رفت و همراه بقية مردم جشن گرفت و شاد و سرخوش بود تا سال جديد سالي شاد و پر از موفقيت باشد.

چهارشنبه سوري در شهرهاي مختلف تهران

در تهران قديم، بوته‌هاي خشک را از بيابان‌هاي اطراف جمع مي‌کردند و با شتر به شهر مي‌آوردند و در محلات مختلف مي‌چرخاندند. پس از غروب خورشيد، بوته‌هاي خشک و اسباب و اثاثية کهنه و شکسته‌اي را که پس از خانه‌تکاني بيرون گذاشته شده بود جمع مي‌کردند و با آنها آتشي درست مي‌کردند که همه بايد از روي آن مي‌پريدند و مي‌خواندند: «سرخي تو از من، زردي من از تو.» فشفشه و هفت‌ترقه هم بود اما از بمب‌ها و نارنجک‌هاي دستي که نوجوانان امروزي مي‌سازند و با انفجار آنها شيشه‌هاي ساختمان‌ها به لرزه مي‌افتد، خبري نبود.

شيراز

در شيراز به دو شب چهارشنبه‌سوري گفته مي‌شود: يکي چهارشنبه آخر ماه اسفند (چهارشنبه آخر سال)‌ و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر.


با توجه به ارادتي که شيرازيان به حافظ دارند، در شب چهارشنبه سوري دور هم جمع شده و از ديوان حافظ فال مي‌گيرند.

شيرازيان چهارشنبه آخر سال را همانند ديگر شهرهاي کشور چهارشنبه سوري مي‌گويند و غروب سه شنبه مرسوم است که هفت کپه و يا سه کپه خار تهيه مي‌کنند. آنها را آتش زده و از آتش مي‌پرند و مي‌گويند: زردي من از تو ، سرخي تو از من.

در قديم برخي از زنان و دختران شيراز به سعديه رفته و د‌ر آب حوض ماهي آب‌تني مي‌کنند و با جام دعا و چهل کليد آب به سر مي‌کنند. اين کار هم به خاطر سلامتي و هم به خاطر مهدگرمي انجام مي‌شود.

همچنين رسم است که دختران دم بخت در اين شب براي بخت گشايي به زيارت حضرت احمد بن موسي شاه‌چراغ (ع) مي‌روند. شاه چراغ (ع) از امامزاده‌هاي واجب‌التکريم است. مردم شيراز نيز به شاه چراغ علاقه زيادي دارند و شب زيارتي شاه چراغ شب جمعه مي‌باشد.

فال گوش ايستادن در چهارشنبه سوري نيز نزد زنان شيرازي مرسوم است و زني که بخواهد فال گوش بايستد چادر سر کرده، نيت مي‌کند و در گوشه‌اي در کوچه مي‌ايستد و بر اساس گفته عابران تفأل مي‌زند. اگر گفته را مطابق ميلش ديد، خود را به مراد رسيده مي‌داند.


رسم است که بعضي از زنان براي برآورده شدن حاجت در زير منبر مسجد جامع شيراز حلوا درست مي‌کنند. به اين منبر، مرتضي علي مي‌گويند. از جمله مراسم ديگري که شيرازيان دارند پخت آشي است به نام “آش ابودردا”؛ بعضي معتقدند که وسايل اوليه اين آش بايد حتما از راه گدايي تأمين شود. اين آش را هم به خاطر درمان بيماري و هم به خاطر بخت گشايي مي‌پزند.

در شب چهارشنبه سوري در شيراز رسم است که دختران دم بخت ابريشم هفت رنگ به کمر بسته و صبح روز چهارشنبه کودک نابالغي را وامي‌دارند که ابريشم را باز کند به اين نيت که گره از بختشان باز شود.

باز رسم است در شيراز دخترهاي بخت بسته به محل معروفي به نام “خانه سيد ابوتراب” که در داخل شهر در کوچه “شيشه‌گرها” واقع شده است مي‌روند و زير درخت کهنسالي که در آن خانه وجود دارد حلوا مي‌پزند و بين فقرا تقسيم مي‌کنند و از صاحب آن خانه يعني “سيد ابوتراب” که گويا سيد بزرگواري بوده و ششصد سال قبل از اين مي‌زيسته و صاحب کرامت بوده حاجت مي‌خواهند.
در اين شب شيرازيان “بوخوش اسفند” را در آتش مي‌ريزند که خانه را معطر کند. بوي “بوخوش” خاصيت گندزدايي هم دارد و از گذشته‌هاي دور مورد توجه مردم بوده است.

ازجمله خوردني‌هايي که شب چهارشنبه سوري شيرازي‌ها ميل مي‌کنند آجيل چهارشنبه سوري است که بدان آجيل شيرين هم مي‌گويند. اين آجيل مخلوطي است از کشمش، نخودچي، مغز بادام، مغز گردو، انجير،‌ مويز، توت خشک، کنجد بوداده، شاهدانه، تخمک يا تخمه، گندم برشته، بدنجک، قصب، خارک (نوعي خرماي خشک) و قيسي.


در شيراز به دو شب چهارشنبه سوري گفته مي‌شود يکي چهارشنبه آخر ماه اسفند (آخر سلا) و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر. در هر دو شب مراسمي به عمل مي‌آيد که کاملاشبيه به هم است؛ ولي در چهارشنبه آخر سال مفصل‌تر مي‌باشد.

مردان و زنان شيراز معتقدند که هرگاه عصر روز سه شنبه آخر سال در آب سعدي (آبي که از قنات ‌آرامگاه سعدي يا حوض ماهي جريان دارد) شست‌وشو کنند، تا سال ديگر بيمار نمي‌شوند. از اين رو عصر سه شنبه آخر سال ازدحام غريبي در اطراف جدول مزبور ديده مي‌شود.

 

جشن چهار شنبه سوري در ايران

جشن چهارشنبه‌سوري روز خاصي براي آتش‌افروزي و پريدن از روي آتش است. غروب آخرين سه‌شنبة سال يا همان شبِ آخرين چهارشنبة سال موعدي است که در آن همه براي برپايي اين جشن به تکاپو مي‌افتند.

.به نظر مي‌رسد روشن کردن آتش به آيين زرتشتي برمي‌گردد اما دکتر نيک‌نام مي‌گويد: «چهارشنبه‌سوري رسم زرتشتي‌ها نيست. اصلاً زرتشتي‌ها هفته ندارند و شنبه و چهارشنبه ندارند تا جشن چهارشنبه‌سوري در کار باشد.» آذرميدخت مزداپور نيز مي‌گويد: «ما فقط براي همراهي با دوستان و هم‌محلي‌ها از روي آتش مي‌پريم و اين روز را جشن مي‌گيريم. معمولاً اين روز مراسم اوستاخواني در خانه‌هاي زرتشتيان برقرار است و هفت نوع ميوة خشک مثل کشمش، انجير، بادام، خرما،‌توت و پسته به مهمانان مي‌دهند.»

هفت ميوة خشک زرتشتي‌ها شباهت زيادي به آجيل چهارشنبه‌سوري دارد که خوردنش در اين شب واجب است. در بسياري از شهرها آش ترشي هم به نام اين شب با چند نوع سبزي درست مي‌شود.

چهارشنبه‌سوري هم روز پُرکاري براي زنان است و هم رسم‌هايي دارد که مختص زنان است. فال‌گوش ايستادن يکي از اين رسم‌هاست که در آن چند زن يا دختر جوان نيت‌هايي مي‌کنند، پشت ديواري مي‌ايستند و به حرف‌هاي رهگذران گوش مي‌دهند و سپس با تفسيرِ حرف‌هايي که مي‌شنوند پاسخ نيت خود را مي‌گيرند. رسم ديگرْ قاشق‌زني است. به اين ترتيب که زنان و حتي پسران جوان چادري به سر مي‌کنند، روي خود را مي‌گيرند و به در خانة همسايه‌ها و دوستان مي‌روند. صاحبخانه از سر و صداي قاشق‌هايي که به کاسه مي‌خورد، در خانه را باز مي‌کند و آجيل چهارشنبه‌سوري، شيريني، شکلات، نقل و حتي پول به کاسة آنها مي‌ريزد.

چهارشنبه‌سوري براي پسران و مردان جوان هم روز پرجنب‌وجوشي است. در روستاهاي لرستان، مردان جوان قبل از غروب اسب‌هايشان را بيرون مي‌آورند و نمايشي اجرا مي‌کنند. در شهرهاي ديگر، پسران براي ايجاد هياهو دست به ابتکارهاي عجيب و غريب مي‌زنند. در بعضي جاها کوزه‌هاي گلي را با باروت پر مي‌کنند و روي آن را مي‌کوبند تا سفت شود، بعد سپس فتيله‌اي در کوزه مي‌گذارند و با آتش زدن فتيله اين‌طور به نظر مي‌رسد که از کوزه آتش بيرون مي‌زند. يا ممکن است موشک‌هايي از کاغذهاي براق در مدل‌هاي مختلف درست کنند و در آن باروت بريزند و روي پشت‌بام‌ها فتيله‌اش را آتش بزنند و به هوا بيندازند.


در بسياري از نقاط ايران، اعتقاد بر اين است که بايد چهارشنبه‌سوري از خانه بيرون رفت و همراه بقية مردم جشن گرفت و شاد و سرخوش بود تا سال جديد سالي شاد و پر از موفقيت باشد.

چهارشنبه سوري در شهرهاي مختلف تهران

در تهران قديم، بوته‌هاي خشک را از بيابان‌هاي اطراف جمع مي‌کردند و با شتر به شهر مي‌آوردند و در محلات مختلف مي‌چرخاندند. پس از غروب خورشيد، بوته‌هاي خشک و اسباب و اثاثية کهنه و شکسته‌اي را که پس از خانه‌تکاني بيرون گذاشته شده بود جمع مي‌کردند و با آنها آتشي درست مي‌کردند که همه بايد از روي آن مي‌پريدند و مي‌خواندند: «سرخي تو از من، زردي من از تو.» فشفشه و هفت‌ترقه هم بود اما از بمب‌ها و نارنجک‌هاي دستي که نوجوانان امروزي مي‌سازند و با انفجار آنها شيشه‌هاي ساختمان‌ها به لرزه مي‌افتد، خبري نبود.

شيراز

در شيراز به دو شب چهارشنبه‌سوري گفته مي‌شود: يکي چهارشنبه آخر ماه اسفند (چهارشنبه آخر سال)‌ و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر.


با توجه به ارادتي که شيرازيان به حافظ دارند، در شب چهارشنبه سوري دور هم جمع شده و از ديوان حافظ فال مي‌گيرند.

شيرازيان چهارشنبه آخر سال را همانند ديگر شهرهاي کشور چهارشنبه سوري مي‌گويند و غروب سه شنبه مرسوم است که هفت کپه و يا سه کپه خار تهيه مي‌کنند. آنها را آتش زده و از آتش مي‌پرند و مي‌گويند: زردي من از تو ، سرخي تو از من.

در قديم برخي از زنان و دختران شيراز به سعديه رفته و د‌ر آب حوض ماهي آب‌تني مي‌کنند و با جام دعا و چهل کليد آب به سر مي‌کنند. اين کار هم به خاطر سلامتي و هم به خاطر مهدگرمي انجام مي‌شود.

همچنين رسم است که دختران دم بخت در اين شب براي بخت گشايي به زيارت حضرت احمد بن موسي شاه‌چراغ (ع) مي‌روند. شاه چراغ (ع) از امامزاده‌هاي واجب‌التکريم است. مردم شيراز نيز به شاه چراغ علاقه زيادي دارند و شب زيارتي شاه چراغ شب جمعه مي‌باشد.

فال گوش ايستادن در چهارشنبه سوري نيز نزد زنان شيرازي مرسوم است و زني که بخواهد فال گوش بايستد چادر سر کرده، نيت مي‌کند و در گوشه‌اي در کوچه مي‌ايستد و بر اساس گفته عابران تفأل مي‌زند. اگر گفته را مطابق ميلش ديد، خود را به مراد رسيده مي‌داند.


رسم است که بعضي از زنان براي برآورده شدن حاجت در زير منبر مسجد جامع شيراز حلوا درست مي‌کنند. به اين منبر، مرتضي علي مي‌گويند. از جمله مراسم ديگري که شيرازيان دارند پخت آشي است به نام “آش ابودردا”؛ بعضي معتقدند که وسايل اوليه اين آش بايد حتما از راه گدايي تأمين شود. اين آش را هم به خاطر درمان بيماري و هم به خاطر بخت گشايي مي‌پزند.

در شب چهارشنبه سوري در شيراز رسم است که دختران دم بخت ابريشم هفت رنگ به کمر بسته و صبح روز چهارشنبه کودک نابالغي را وامي‌دارند که ابريشم را باز کند به اين نيت که گره از بختشان باز شود.

باز رسم است در شيراز دخترهاي بخت بسته به محل معروفي به نام “خانه سيد ابوتراب” که در داخل شهر در کوچه “شيشه‌گرها” واقع شده است مي‌روند و زير درخت کهنسالي که در آن خانه وجود دارد حلوا مي‌پزند و بين فقرا تقسيم مي‌کنند و از صاحب آن خانه يعني “سيد ابوتراب” که گويا سيد بزرگواري بوده و ششصد سال قبل از اين مي‌زيسته و صاحب کرامت بوده حاجت مي‌خواهند.
در اين شب شيرازيان “بوخوش اسفند” را در آتش مي‌ريزند که خانه را معطر کند. بوي “بوخوش” خاصيت گندزدايي هم دارد و از گذشته‌هاي دور مورد توجه مردم بوده است.

ازجمله خوردني‌هايي که شب چهارشنبه سوري شيرازي‌ها ميل مي‌کنند آجيل چهارشنبه سوري است که بدان آجيل شيرين هم مي‌گويند. اين آجيل مخلوطي است از کشمش، نخودچي، مغز بادام، مغز گردو، انجير،‌ مويز، توت خشک، کنجد بوداده، شاهدانه، تخمک يا تخمه، گندم برشته، بدنجک، قصب، خارک (نوعي خرماي خشک) و قيسي.


در شيراز به دو شب چهارشنبه سوري گفته مي‌شود يکي چهارشنبه آخر ماه اسفند (آخر سلا) و ديگري چهارشنبه آخر ماه صفر. در هر دو شب مراسمي به عمل مي‌آيد که کاملاشبيه به هم است؛ ولي در چهارشنبه آخر سال مفصل‌تر مي‌باشد.

مردان و زنان شيراز معتقدند که هرگاه عصر روز سه شنبه آخر سال در آب سعدي (آبي که از قنات ‌آرامگاه سعدي يا حوض ماهي جريان دارد) شست‌وشو کنند، تا سال ديگر بيمار نمي‌شوند. از اين رو عصر سه شنبه آخر سال ازدحام غريبي در اطراف جدول مزبور ديده مي‌شود.

 

اب پاشيدن در عيد نوروز

 

در گذشته رسم بر این بوده که در روز نوروز مردمان به یکدیگر آب می پاشیدند و شادمانی می کردند. ابوریحان بیرونی در این مورد می گوید:« سلیمان باد را امر کرد که او را با وسیله آسمان پیمایش،‌ پرواز دهد. در این هنگام پرستویی پیش آمده و بدو گفت: در این آسمان از برای من کاشانه ای است و چند تخم در آن،‌ که امید من است. از آنسوتر رو که کاشانه مرا در هم مشکنی. سلیمان خواهش او را پذیرفته و مسیر خود را کج کرد و از سوی دیگر رفت. چون این کرد پرستو برای قدردانی از جایی مقداری آب آورد و بر روی سلیمان پاشید و یک ران ملخ نیز بدو داد. این ماجرا به روز نوروز اتفاق افتاد و همین شد سرآغازی برای به وجود آمدن این رسم که به هنگام نوروز مردمان به روی یکدیگر آب پاشیده و هدیه ها رد و بدل کنند.»
    در مورد فلسفه پاشیدن آب به یکدیگر در روز نوروز در گذشته مرحوم مجلسی از امام جعفر صادق ( ع) نقل می کند که « این روزی است که خدا حیات بخشد چندین هزار کس را که از مرگ گریختند. یعنی از طاعون و به یک دفعه خداوند قهار ایشان را می راند پس بعد از مدت ها که استخوان شده بودند،‌ پیغمبری از پیغمبران خدا بر آن استخوان ها گذشت و از پروردگار خود سوال کرد که به او بنماید که چگونه این استخوان های پوسیده را زنده می گرداند. پس خدا وحی فرستاد به سوی او که آب بریزد بر استخوان های آنها، در همان جاهای خود که هستند پس چنین کرد و همه به قدرت الهی زنده شدند و به این سبب سنت شد که آب بر یکدیگر بریزند و در این روز غسل کنند.» در مقابل این روایات،‌ ایرانیان نیز داستانی کهن دارند که از این قرار است: نخستین کسی که پیش از مسیح در گهواره سخن گفت « زو» از سلاطین پیشدادی ایران بود. در این هنگام قحطی و خشکی فراگیر بود و مردم در عسرت به سر می بردند. و به همین خاطر « زو» در گاهواره به سخن آمده و از خداوند درخواست کرد که به مردم رحمت آورد. پس از درخواست وی باران بسیار فرود آمد و مردم و زمین ها سیراب گشتند. پس از این واقعه مردم این روز را نوروز نامیدند و هر سال فرارسیدن آن را جشن گرفته و شادی ها کردند و بر روی یکدیگر آب ها پاشیدند.


نوروز ازديد بزرگان

 

نوروز پس از اسلام از احترام خاصی برخوردار بوده و روایاتی در این مورد وجود دارد. مرحوم علامه مجلسی از امام جعفر صادق( ع) نقل می کند که فرموده اند: در این روز( نوروز) کشتی حضرت نوح بعد از طوفان برکوه جودی قرار گرفت.
    در این روز فرشته وحی بر حضرت رسول (ص) نازل شد و پیام پیامبری بدو داد( عید مبعث) این روزی است که پیامبر اسلام(ص) بت های کفار قریش را در مکه شکست و روزی که حضرت ابراهیم نیز بت های کافران را شکست.
    همان روزی است که حضرت رسول( ص) در بین مکه و مدینه صحابه را به دور خود جمع کرد و به آنها مساله جانشینی حضرت علی( ع) را بعد از خویش ابلاغ نمود( عید غدیر)
    باز در همین روز بود که حضرت رسول( ص) مولای متقیان علی( ع) را فرستاد به وادی جنیان که از ایشان بیعت از برای او بگیرد.
    در این روز بعد از کشته شدن عثمان، مردم با امام علی( ع) بیعت کردند و بدین سان خلافت به امیرالمومنین علی( علی) بازگشت.
    امام جعفر صادق( ع) به یکی از صحابه خود می فرمایند: اینروز را عجمان حفظ می کردند و حرمت آن را رعایت کردند و شما عربان آن را ضایع کردید و باز بدو فرمودند: در این روز غسل بکن و پاکیزه ترین و بهترین جامه های خویش را بپوش و با بهترین بوها خود را خوشبو ساز.

ايين چهار شنبه سوري

چهارشنبه سوری و برگزاری جشن همراه با روشن کردن آتش نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای دنیا مرسوم است. این جشن برای ایرانیان حکم استقبال از نوروز و بهار را دارد و مردم با روشن کردن آتش و گرم کردن هوا به استقبال بهار و زندگی تازه تر می روند.

متاسفانه بسیاری از افراد خواسته یا ناخواسته چیزهایی را در مورد ایران باستان می گویند و صفت هایی را به ایرانیان و نیاکان ما نسبت می دهند که درست و علمی نیست. از آن جمله می توان به، نسبت دادن چهارشنبه سوری به آتش پرستان و ذکر این مطلب که این جشن متعلق به زرتشتیان است و آن ها نیز آتش پرست هستند، اشاره کرد.

متاسفانه این سخنان نادرست و غیر علمی که هنوز با شنیدن نام زرتشت و زرتشتیان به گوش می رسد سددرسد نادرست و توطئه ای برای نابود کردن گذشته ی ایران و سابقه ی یکتا پرستی ایرانیان است. جای بسی تاسف است که ما ایرانیان در حالی این سخنان را درباره ی نیاکان خود به زبان می آوریم که سازمان جهانی یونسکو سال ۲۰۰۳ را، سال بزرگداشت اندیشه های اشوزرتشت (درود خدا بر او باد) نامگذاری می کند.
ایران را با عنوان کشوری معرفی می کند که داری سابقه ای ۳ هزار ساله در پرستش خدا است. حال چگونه انسانی که خدا می پرستد، آتش پرست می شود. «مرکزیت آتش در دین زرتشتی شاید یکی از شناخته شده ترین جنبه های این دین باشد، اما بد تعبیر شده است»[1] ما باید بیشتر در مورد تاریخ و فرهنگ گذشته ی خود بدانیم تا هر کسی هر چیزی که دلش خواست به ایرانیان باستان ونیاکان ما نسبت ندهد.

برای مثال در جنگ تحمیلی، عراقی ها برای آنکه بتوانند توجه دیگر کشورهای مسلمان را به سوی خود جلب کنند، در تبلیغات خود اعلام می کردند که در حال جنگ با آتش پرستان هستند. البته آنها نیز می دانستند که ایرانیان نه در گذشته و نه در حال، جز خدای یگانه را ستایش نکرده اند. پس آگاهی از سنن و گذشته ی خود برای هر فرد یک نیاز است و این مسئله در مورد ایرانیان که دارای تاریخ و فرهنگی بزرگ هستند، بسیار لازم و ضروری است. این ضرورت زمانی بیشتر خودنمایی می کند که بدانیم مستشرقین برای شناخت ایران و فرهنگ آن بیشتر به کتاب هایی استناد کرده اند که تاریخ نویسان کشورهای شکست خورده از ایران آن ها را به نگارش درآوره اند.

چهارشنبه

پس از تقسیم ماه به بخش های کوچک تر به نام هفته، برای هر روز نامی انتخاب شد که چهارشنبه یک از آنها است. چهارشنبه، پنجمین روز هفته، بین سه شنبه و پنج شنبه است. اما در مورد این نامگذاری نظرات مختلفی وجود دارد. بسیاری معتقدند که درایران باستان واژه های شنبه، یکشنبه و چهارشنبه و ... وجود نداشته است و ایرانیان برای نامگذاری روزها از نام ایزدان استفاده می کردند، مانند : هرمزد روز، بهمن روز و ... . اما پس از اسلام، تقسیم بندی ماه ها به هفته و هفت روز، پذیرفته شد. بر این اساس بسیاری معتقدند، چهارشنبه سوری متعلق به ایران پس از اسلام است.

از طرفی نظری جود دارد که نام گذاری روزها براساس ایزدان متعلق به زرتشتیان است. اما، در ایران باستان ادیان دیگری مانند مزدکی یا مانوی نیز وجود داشتند؛ پس اگر چیزی در ایران وجود داشت که ریشه ی آن به دین زرتشت نرسید نمی توان گفت ایرانی نیست. ممکن است روزهایی با نام شنبه، یکشنبه و ... در دیگر دین های ایران باستان وجود داشته باشد. دکتر «ابوالقاسم اسماعیل پور» متخصص ادبیات ایران باستان و ادبیات و هنر مانوی در این باره، می گوید «البته این که می گویند؛ قبل اسلام روزی با نام چهارشنبه نداشتیم، قطعی نیست. من در متون مانوی که مربوط به دوران ساسانی است، به متنی برخورد کردم که به «دوشنبه» اشاره می کند. شاید در دین زرتشتی چهارشنبه نبوده باشد، اما در ادیان و کشورهای دیگر ممکن است وجود داشته باشد. ممکن است این مراسم از طرف مانویان در ایران گسترش پیدا کرده باشد و در ادامه، تبدیل به یک جشن ملی شده است.»

دیدگاه دیگر این است که؛ چهارشنبه سوری همان «جشن سوری» است که در ایران باستان برگزار می شد و در گذر زمان و همزمان شدن آن با شب چهارشنبه (سه شنبه شب) تبدیل به چهارشنبه سوری شده است. پس این جشن متعلق به ایران پیش از اسلام است و سابقه ای طولانی دارد.

اما در فرهنگ ایرانیان اعداد از نظر نمادین دارای معانی خاصی هستند. برای مثال عدد هفت در نزد ایرانیان مقدس است، که این مسئله را می توان در سفره ی هفت سین و یا فراهم کردن هفت توده ی آتش در چهارشنبه سوری برای پریدن از روی آن اشاره کرد. شاید انتخاب چهارشنبه به دلیل وجود چهار فصل سال باشد که در چهارشنبه ی آخر سال به پایان می رسد. پس می توان توجیه کرد که مردم برای اینکه چهار فصل به پایان خود رسیده است و سال جدیدی آغاز می شود جشن می گیرند و آتش که نماد روشنایی و نابود کننده ی تاریکی و سرما است، نقش اصلی را در این جشن بازی می کند.
ابوریحان بیرونی در کتاب «آثار الباقیه» چهار را از نظر نجومی نحس می داند. پس توجیه دیگر این است که مردم برای از بین بردن نحسی این روز آتش درست می کنند.

جشن سوری یا چهارشنبه سوری

«واژه جشن از کلمه ی «یسنه» آمده که ریشه ی اوستایی دارد و به معنی ستایش کردن است. بنابراین معنی واژه جشن، ستایش و پرستش است. هدف از برگزاری جشن ها در ایران باستان، ستایش پرودگار، گردهمایی مردم، سرور و شادی، داد و دهش و بخشش به بینوایان و زیردستان بوده است»[2]
«سور» واژه ای پهلوی است که به معنای : مهمانی، بزم، جشن، جشن عروسی آمده است. و «سوری» نیز به معنای : گل سرخ رنگ، رنگ سرخ، شادی و چیزی که به رنگ سرخ باشد مورد استفاده قرا گرفته است.

پس چهارشنبه سوری را می توان یک جشن و شادی دانست که با سرخی همراه است و این سرخی همان آتش است. اما اگر بپذیریم که چهارشنبه سوری همان جشن سوری است و جشن سوری به معنای ستایش آتش؛ نباید این ترکیب ما را به اشتباه بیاندازد که مردم آتش را به عنوان خدا ستایش می کردند. همانطور که پیش تر گفته شد هر چیز خوبی به خدا نسبت داده می شود و در این میان روشنایی آتش که مهم ترین نقش را در زندگی بشر بازی می کند، نشانی از حضور خداوند است. اگر بخواهیم برای این نوع ستایش مثالی ذکر کنیم می توان به ستایش کعبه که قبله ی مسلمانان است اشاره کرد. آیا مسلمانان در کعبه به ستایش سنگ می پردازند یا به ستایش خداوند ؟

بدون شک کعبه مکانی روحانی است که انسان را به یاد خدا می اندازد و انسانی که به سوی آن سجده می کند، نه برای سنگ که برای بزرگی خداوند به خاک افتاده است. توجه به آتش و احترام به آن نیز برای انسان ایران باستان چنین بوده است و هم اکنون نیز در بسیاری از ادیان، روشن کردن آتش پیش از نیایش مرسوم است که می توان برای مثال به «روشن کردن شمع» در مکان های مقدس اشاره کرد.
پس جشن سوری یا چهارشنبه سوری مراسمی است که مردم در کنار آتش به شادی می پردازند و این شادی نوعی ستایش و سپاس از خداوند است که با پایان دادن به زمستان و تولد بهار و سبزی به آنها زندگی تازه می بخشد.

نقش آتش در چهارشنبه سوری و فرهنگ ایرانی

احترام به چیزهای که انسان را به یاد خدا می اندازد یکی از ویژگی ها انسان با ایمان و معتقد است. این خصوصیت در مردم ایران باستان در احترام به آب و آتش و طبیعت به خوبی نمایان است. «آتش، نشانه ای از حضور خدا، در همه ی آیین های ایران باستان مقامی والا دارد»[3]

این احترام امروز زرتشتیان و ایرانیان باستان به آتش نیز از ایمان آنها نشات می گیرد. پس، بر خلاف تصور عامیانه ای که وجود دارد و بیشتر توسط دشمنان ایران رواج یافت، ایرانیان آتش را خدا نمی دانستند بلکه، به عقیده ی آنها آتش مظهر روشنایی و روشنایی مظهر دانش و نابود کننده ی تاریکی و بدی است؛ به همین دلیل است که ایرانیان برای آتش احترام قایل بوده و آن را نشانه ای از حضور خداوند می دانستند.

نباید فراموش کرد آتش به خاطر نقشی که در زندگی مردم از نژادها و ملیت های مختلف گذشته داشته است برای همه ی ادیان باستانی مقدس بوده و این احترام به آتش و استفاده از آن در جشن ها نه تنها در ایران بلکه در بیشتر جوامع مرسوم بوده و چندان عجیب نیست. برای مثال می توان، احترام گذاشتن به آتش در کشور هند و یونان اشاره کرد.

«آتش کانون مناسک هندوان و زردشتیان بوده است، اما ریشه های آن به دوران هندواروپایی بازمی گردد. گرچه هم عقیده و هم اعمال (دینی مربوط به آتش) به دوران پیش از زردشت تعلق دارند، اما کاملا رنگ زردشتی به خود گرفته اند و در اسطوره شناسی ایرانی غالبا دشوار است که عقاید قدیم را از متاخر جدا سازیم. آتش پسر اهور مزدا، نشانه ی مریی حضور او و نمادی از نظم راستین اوست و یکی از پارسیان کنونی در (مسانی، صفحه ۸۰)، می نویسد : « واقعا چه چیز می تواند بیش از شعله، پاک بی آلایش نماینده ی طبیعی و والای خدا باشد که خود «نور جاودانی» است ؟»[1]

این نگاه مقدس به آتش که روشنی بخش و یادآور وجود خدایی بزرگ و آفریننده ی روشنی برای انسان است، از گذشته های دور با ایرانیان بوده و هم اکنون نیز در بسیاری از مراسم های ایرانی به چشم می خورد. به همین دلیل حضور آتش در جشن های ایرانی و برگزاری جشن چهارشنبه سوری، که خبر از پایان سرما و تاریکی می دهد نشان ایمان و احترام نیاکان ما به بخشندگی خداوند است.

جشن چهارشنبه سوری

عده ای براین با این باورند که؛ در ایران باستان روزی با عنوان چهارشنبه سوری نداشته ایم و اعتقاد دارند، چهار شنبه سوری پس از اسلام به وجود آمده و برگرفته از جشن «پنجه» است؛ جشنی که پیش از اسلام، زرتشتیان برای شادی روان نیاکان برگزار می کردند. جشن «پنجه» از جشن های «گهنبار» متعلق به زرتشتیان است که آخر سال برای روان نیاکان برگزار می گردید. چرا که زرتشتیان اعتقاد داشتند در پنج روز آخر سال روان نیاکان به خانه باز می گردد تا از زندگی و شادی آن ها با خبر شود.

اما عده ای دیگر این نظر را رد می کنند و معتقدند؛ جشن چهارشنبه سوری «جشن پنجه» نیست چون که «جشن پنجه» بن مایه ای زرتشتی دارد و در پنج روز آخر سال برگزار می شود و در آن «میر نوروز» به حکومت می پردازد در حالی که جشن «سوری» یک جشن ساده و ابتدایی است و به هیچ عنوان یک جشن دینی و آیینی نیست.

ما سند مکتوبی در مورد چهارشنبه سوری در متون مقدس زرتشتی نداریم و به همین دلیل فقط می توان گفت، شاید، این جشن تنها متعلق به زرتشتیان نبوده است.

جشن سوری یا چهارشنبه سوری جشن برپایی آتش است و جشن آتش در تمام کشورها مرسوم است، اما ایرانیان با سلیقه ی خود این جشن را زیباتر برگزار می کرده اند. با این توصیف می توان چهارشنبه سوری یا جشن سوری را یک جشن بومی و ملی دانست که تمام مردم ایران با ادیان مختلف در این جشن شرکت می کنند و زرتشتیان نیز که بخشی از مردم ایران هستند، این جشن را برپا می کنند.

اما با توجه به جایگاه آتش در زندگی مردم گذشته و اینکه زرتشتیان تنها گروهی از مردم ایران را تشکیل می دهند نه تمام آنها را؛ و اینکه آتش در دین زرتشتیان مقدس و دارای احترام است و آنها از روی آتش نمی پرند؛ و این برخلاف روش مرسوم در این روز است که مردم از روی آتش می پرند، می توان مراسم چهارشنبه سوری را جشنی متعلق به ایران باستان و پیش از زرتشتیان دانست که در طی زمان، مراسم دیگری به آن افزوده شده است و همانطور که گفته شد با توجه به جایگاه آتش در زندگی مردم گذشته، جشن آتش در تمام کشورها مرسوم بوده و هست، اما ایرانیان با سلیقه ی خود این جشن را زیباتر و گاهی به آن رنگ دینی داده اند.
دکتر «منیره احمد سلطانی» متخصص فرهنگ عامه دراین باره می گوید : «بیشتر جشن های ایرانی با رفتار های دینی همراه بوده است. جشن های ایرانی دارای ریشه و اندیشه ی خاصی هستند و بر خلاف تصور عامیانه ای که وجود دارد، ایرانیان آتش را خدا نمی دانستند، بلکه به عقیده ی آن ها آتش مظهر روشنایی و روشنایی مظهر دانش است. به همین دلیل است که ایرانیان برای آتش احترام قایل بوده و آن را نشانه ای از حضور خداوند می دانستند. این امر یکی از دلایل حضور آتش در جشن های ایرانی مانند چهارشنبه سوری است، که به مرور زمان جنبه ی دینی و اعتقادی پیدا کرده است. دینی کردن مراسم در همه جا دیده می شود و این کار در بین ایرانیان بیشتر از اقوام دیگر صورت می گیرد؛ چون ایرانیان زودتر از تمام اقوام به ستایش خداوند پرداختند؛ به همین دلیل بیشتر جشن های ما تا حدودی ریشه ی دینی پیدا کرده اند».


بن نوشت ها :

۱. شناخت اساطیر ایران - جان هیلز، ترجمه؛ ژاله آموزگار - احمد تفضلی.
۲- ما ایرانی هستیم - سیروس کریمی بختیاری.
۳- ایران باستان؛ ماریژان موله، ترجمه ی ژآله آموزگار.

پيام براي عرض تبريك سال جديد1388

ضمن تبريك سال نو اميدوارم سال خوب و همراه با موفقييترا پيشرو داشته باشيد

ازاينكه مدتي نتوهنستمبهدليل مشغله يكاري خدمتتان برسمو سايتم را به روزكنم شرمنده ام

از خدا ميخواهم به من توان بدهد كهاين وبلاگ نو پا را به سر انجام برسانم

در اين سال در نظر دارم راجع به مطالب كتاب درسي تاريخ دبيرستان مطالبي كه به درد كاربران مي خورد از جمله نمونه سوالات تاريخ سال سوم دبيرستان را جمع اوريكرده و به شما ارايه دهم

با سپاس